عظيم عظيم پور

109

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

« يَا دُنْيَا دُنْيَا إِلَيْكِ عَنّىِ ، أَبِى تَعَرَّضْتِ ، أَمْ إِلىَّ تَشَوَّقْتِ . لَاحَانَ حِينُكِ هَيْهَاتَ غُرّى غَيْرىِ : لا حَاجَةَ لِى فِيكِ . قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيَها فَعِيشُكِ قَصِيرٌ ، وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ . آهِ مِنْ قِلَّة الَّزادِ ، وَ طُولِ الطَّرِيقِ ، وَ بُعْدِ السَّفَرِ ، وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ » » « 1 » گواهى مىدهم كه او را در حالى ديدم كه شب پرده‌هاى خود را افكنده بود ، و او در محراب خود برپا ايستاده ، محاسن را به دست گرفته چون مار گزيده به خود مىپيچيد و چون اندوهگينى مىگريست ، و مىگفت : " اى دنيا ! اى دنيا ! از من دور شو ! آيا - با فريب و خودنمايى - خود را بر من عرضه داشته‌اى يا از سر شوق به ديدارم آمده‌اى ؟ وقت آن نرسيده است كه در دلم جاى گيرى ، هرگز ! غير مرا بفريب كه من به تو هيچ نيازى ندارم . من تو را سه بار طلاق گفته‌ام كه بازگشت ندارد . زندگانىات كوتاه و جاه و اهميت تو ناچيز و آرزوى تو پست و بىمقدار است . آه از كمى توشه و طول راه و دورى سفر و سختى ورودگاه " . ابن ابىالحديد اين را قسمتى از خبر ضرار مىداند كه در حضور معاويه ، على ( ع ) را وصف كرده است . او به نقل از ابو عمر بن عبدالبرّ صاحب كتاب « الاستعياب » اين خبر را بطور كامل آورده است . ضرار فقط بعضى از حالتهاى على ( ع ) را كه خود شاهد آن بوده است بيان نموده و بسيارى از حالات او را كس نديده بود . آنچه كه ضرار گرفته است شايد قطره‌اى از دريا باشد امّا همين قطره چنان تأثيرى بر روى معاويه كه از سرسخت‌ترين دشمنان على ( ع ) به حساب مىآمد ، مىگذارد كه در پايان اشك از چشمانش سرازير شده و به ضرار مىگويد : « رحم اللَّه ابا حسن كان و اللَّه كذلك » ؛ خدا رحمت كند ابوحسن را كه به خدا قسم چنين بوده است . معاويه در چنين حالتى از ضرار مىپرسد : « فكيف حزنك عليه يا ضرار » ؛ ضرار چگونه با غم از دست رفتن على ( ع ) مىسازى ؟

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 77 .